تبلیغات
رد پای عزراییل - شرط عشق

رد پای عزراییل

برگ ریزان عمر

شرط عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد،نامزد وی به عیادتش رفت ودر میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند؛مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.
موعد عروسی فرا رسید.زن نگران صورت خود که ابله آن را از شکل انداخته بودوشوهر هم که کور شده بود.
مردم می گفتند: چه خوب، عروس نازیباهمان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت؛ مرد عصایش را کنارگذاشت و چشمانش را گشود؛همه تعجب کردند؛
و مرد گفت: " من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم ."





طبقه بندی: ادبی،
+ نوشته شده در 1392/01/27 ساعت 07:12 توسط زهراسادات حسینی نژاد| نظرات()