تبلیغات
رد پای عزراییل - فرامرز فرحمهر

رد پای عزراییل

برگ ریزان عمر

فرامرز فرحمهر



قلبی که هرگز به آرامش نرسید


دیروز رفتم گورستان

وسفارش سنگ قبرم را دادم...

طرف گفت: تو که هنوز نمرده ای؟!

تازه سن فرزند من را داری؟!

گفتم چه فرقی می کند؟!



"برای دیدن ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید"

اندازه ی هزاران سال زجر کشیده ام

اندازه ی فرنها تنهایی...

و اندازه ناامیدهای دنیای یأس...

چه فرقی می کند

از این به بعد زنده باشم

وقتی که دیگر خوشحال...؟

وقتی که دیگر

هیچ فلسفه و منطقی هم از پسم بر نمی آید...؟

سنگم را بتراش و رویش بنویس

آرامگاه قلبی که هرگز به آرامش نرسید...

بتراش برادر با حیرت نگاهم نکن!!!...





طبقه بندی: ادبی،
برچسب ها:آرامگاه قلبی که هرگز به آرامش نرسید،
+ نوشته شده در 1392/02/26 ساعت 16:53 توسط زهراسادات حسینی نژاد| نظرات()